خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
لطفی 09143062856
آرشیو وبلاگ
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
دی ۸۸
بهمن ۸٧
آذر ۸٧
بهمن ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
اردیبهشت ۸٥
لینک دوستان
وبلاگ سيد عليرضا شمس نيا
مرجان آسمانی
همه با هم جهاد اقتصادی.پیش به سوی ایرانی آباد
وبلاگ من در بلاگفا
می خواهم ثروتمندتر شوم
ليست وبلاگ هاي فارسي
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
دوستیابی سالم
ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
اخبار ایران
دوستان عزیز از این به بعد برای ارتباط با من به این وبلاگم سر بزنید لطفا:
lotfi55.blogfa.com
پيام هاي ديگران () link شنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٩ - لطفی 09143062856
حتما شما نیز با این موقعیت مواجه شدهاید که به هنگام مذاکره با یک مشتری یا کارفرما تلاشهای زیادی را صرف کرده اید تا اعتماد وی را نسبت به تخصص خود جلب کنید. حتی پس از آن که این اتفاق می افتد باید با بسیاری از افراد دیگر رقابت کنید و مشتری را قانع کنید تا به شما اعتماد کند.
حتما شما نیز با این موقعیت مواجه شدهاید که به هنگام مذاکره با یک مشتری یا کارفرما تلاشهای زیادی را صرف کرده اید تا اعتماد وی را نسبت به تخصص خود جلب کنید. حتی پس از آن که این اتفاق می افتد باید با بسیاری از افراد دیگر رقابت کنید و مشتری را قانع کنید تا به شما اعتماد کند. من این چالش را در فرایند کاری بسیاری از متخصصان و مدیران برجسته کسب و کارهای مختلف دیده ام. افراد مختلف، راه های مختلفی را در این شرایط به کار می گیرند که به احتمال زیاد شما نیز از آنها آگاه هستید. در این جا می خواهم 3 روش بسیار ساده اما موثر را برای شما بیان کنم که در عمل تجربه شده و در عین حال به آن کمتر توجه می شود.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸٩ - لطفی 09143062856
من با اینکه خیلی سختی کشیده ام و لی همیشه به دنبال ایجاد شرایط خوب بوده ام بدیهی است همه تلاش هایم نتیجه مثبت نداد ه اند اما شرایط بهتر شده است بیش از یک سال است که در این وبلاگم مطلبی ننوشته ام اما در این یک سال رویدادهای خوبی برایم اتفاق افتاده خرید خانه و ایجاد شغل دوم که نیاز به سرمایه و کار زیاد نداشت از جمله این اتفاقهاست البته وبلاگ دیگر من در بلاگفا بروز شده است امیدوارم از اینجا هم دوستان خوبی پیدا کنم امیدوارم امیدوارم
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸۸ - لطفی 09143062856
زنان آشپز «دستان سبز» آن شبی را که صاحب خانه جواب شان کرد، هرگز از یاد نمی برند.
صاحب خانه که خوب می دانست کار زنان آشپز در ویلایش سودی ندارد به سراغ شان می رود: «تا آخر اردیبهشت بیشتر فرصت ندارید، هر چه زودتر اینجا را تخلیه کنید، می خواهم آپارتمان سازی کنم.» گروهی از زنان آشپز سه سال است که فعالیت خود را به نام آشپزخانه دستان سبز آغاز کرده اند. پروانه آل بویه، دبیر بازنشسته ای که خود در راه اندازی آشپزخانه مشارکت داشته می گوید: «برای آشپزی جا می خواهیم.» او سه سال پیش را به یاد می آورد: «ما با فکر ایجاد اشتغال برای زنان، رساندن غذای سالم به دست مردم و تغییر ذائقه آنها از غذاهای آماده و فوری (فست فود) به غذاهای سنتی و سالم کارمان را شروع کردیم اما نداشتن جا مشکل همیشگی ما بوده است.» این زنان با سرمایه اندکی که روی هم گذاشتند، ویلایی در باغ فیض تهران اجاره کردند. آل بویه به پول رهن و اجاره اشاره می کند؛ پولی که آن زمان اگر روی ساخت و ساز و مسکن سرمایه گذاری می شد سودآورتر بود اما این زنان اشتغال زایی برای زنان سرپرست خانوار و بدسرپرست و ترویج غذای سالم را بر انجام کار اقتصادی دیگر ترجیح دادند. آل بویه می گوید: «توان ما در حد اجاره یک آپارتمان بود اما انجام آشپزی حرفه ای در آپارتمان امکان پذیر نیست. بوی پیاز داغ و انواع خورشت ها و... سایر ساکنان مجتمع را آزار می دهد. بنابراین طبقه اول یک خانه را که حیات داشت اجاره کردیم و در دو بخش آشپزی و شیرینی پزی حرفه ای کارمان آغاز شد.» پری کمالی 47 ساله از زنان آشپزی است که فعالیت اش را در این آشپزخانه به فال نیک گرفته است: «شب بیداری های مان را هیچ وقت فراموش نمی کنم. ما زنان شب ها سه ساعت می خوابیدیم و صبح خیلی زود بلند می شدیم و آش بار می گذاشتیم، کتلت درست می کردیم تا غذاها را به موقع به شرکت ها برسانیم.» بستن قرارداد با چند شرکت و بوفه و چند مدرسه غیرانتفاعی از جمله کارهای این آشپزخانه است. اما به گفته آل بویه هزینه گران حمل ونقل باعث شد که سوژه بوفه مدارس را فراموش کنند. آنها حتی برای عرضه محصولات شان در بوفه مدارس دولتی با آموزش و پرورش وارد مذاکره شدند اما نتیجه بی حاصل بود.پری که از 14 سالگی ازدواج کرده در درست کردن انواع ترشی و پخت و پز تبحر دارد: «هیچ وقت فکر نمی کردم آشپزی هم می تواند اشتغال زایی کند. حالا خوشحالم که استقلال اقتصادی دارم و توانمند شده ام.» - شو غذا دستان سبز نمایشگاه غذا (شو غذا) برگزار می کند. آنها محصولات خود را هر بار در خانه یک داوطلب عرضه می کنند. نسرین، زن میانسالی که آپارتمان کوچک خود را در اختیار این زنان آشپز قرار داده، می گوید: «من طرفدار غذای سالم هستم. تغذیه سالم نسل ها را سالم نگه می دارد و در نتیجه جامعه سالم می ماند.» روی میز ناهارخوری انواع ترشی ها، شربت ها، سبزی های خشک شده و محصولات جدید دیده می شود.روزهای گرم تابستان بازار شربت سکنجبین را داغ کرده است. نسرین طوری برای خرید این نوع از شربت تبلیغ می کند گویی خودش هم جزء این گروه از زنان آشپز شده است. تاکنون چندین نمایشگاه غذا در خانه های زنان داوطلب برگزار شده است و آل بویه امیدوار است بتواند جایی ثابت هم برای عرضه محصولات غذایی پیدا کنند. آل بویه نداشتن جایی برای عرضه محصولات غذایی را مشکل مهمی می داند. این زنان آشپز از هر فرصتی برای عرضه محصولات استفاده می کنند. در بیشتر نمایشگاه ها شرکت می کنند و در سال 85 بود که عنوان بهترین محصول را هم کسب کردند. پروانه آل بویه می گوید: «سال 85 در جشنواره غذای خانگی و محلی که شهرداری در پارک قیطریه برگزار کرده بود، رتبه اول را کسب کردیم و همین زمینه ای شد برای برقراری ارتباط با شهرداری.»به گفته او رفت و آمدهای آنها به شهرداری و مذاکره با آنها نتیجه بخش بود: «شهرداری جایی را در محله سرای شادآباد در جنوب تهران برای پخت و پز در اختیار ما قرار داده، ما هم ماشین آلات را از قبیل فر، دستگاه خمیرگیر و یخچال ها را که همگی صنعتی هستند به آنجا منتقل کرده ایم اما هنوز تا جابه جایی کامل وقت داریم.» آل بویه مکان تازه شان را برای آشپزی و شیرینی پزی دیده است: «آنجا بزرگ است و قصد داریم با نقل مکان و بعد از جا افتادن از زنان بد سرپرست و سرپرست خانوار آن منطقه استفاده کنیم. ما همیشه گفته ایم اگر به ما امکانات بدهند برای زنان بیشتری می توانیم اشتغال زایی کنیم.»
منبع : سرمایه
78/4/18
خیلی وقت بود که به این وبلاگم نمی اومدم و بیشتر تو وبلاگ بلاگفا بودم امروز اتفاقی به آمار بازدید کننده های این وبلاگ سر زدم دیدم دیروز یعنی ٨ بهمن ١٠٧ بازدید کننده داشته ام اما متاسفانه هیچکدام نظر نداده اند نمی دانم مشکل از کجاست نکند مطالب وبلاگ مفید نیست؟
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٧ - لطفی 09143062856
كودكان خود را به مديران اقتصادي بدل كنيد :: «۱۳۸۶/۱۰/۳۰ »
رابرت كيوفسكي نويسندهء كتاب «پدران پولدار، پدران فقير» ميگويد كه آموزش مسايل اقتصادي به كودكان را بايد از سن كم شروع كرد. او ميگويد كه تجربه نشان داده كه اگر به كودكان اصول سادهء اقتصاد آموخته شود آنها در بزرگسالي بهتر ميتوانند مسايل مالي خود را مديريت كنند و كمتر پول خود را هدر ميدهند، اينها توصيههاي دكتر رابرت كيوفسكي براي در ميان گذاشتن مسايل اقتصادي با كودكان و چگونگي طرح اين مسايل است.
استفاده از چكهاي شخصي را به كودكان خود ياد بدهيد
پول ماهانهء كودكان خود (پول توجيبي) آنها را به صورت يك جا پرداخت نكنيد. به آنها بگوييد كه در طول يك ماه در آن حدي كه شما در نظر گرفتهايد اعتبار دارند. هر زمان كه به پولي نياز داشتند بايد با يك كاغذ به شكل چك آن مقدار پول را دريافت كنند. در صورتي كه در يك ماه مبلغ مورد نظر آنها از مبلغي كه شما در نظر گرفتيد بيشتر شد به آنها توضيح بدهيد كه اين پول را از حساب ماه بعد آنها كسر خواهيد كرد. اگر در اين شيوه سختگيري به خرج دهيد آنها متوجه معناي واژههايي چون اعتبار داشتن و بدهكار بودن را به خوبي متوجه خواهند شد.
از كودكان خود بخواهيد كه پسانداز كنند
كودكان و نوجوانان معمولا به راحتي پول خرج ميكنند و علاقهاي به پسانداز كردن ندارند اما بايد اين مساله را به آنان آموخت كه پسانداز كردن يكي از بهترين مسايل زندگي پيش روي آنهاست با هدف قرار دادن يك چيز مهم و دوست داشتني براي كودكان، مثلا يك دوچرخه يا يك بازي كامپيوتري يا يك عروسك ميتوان پسانداز كردن را به آنها آموخت. كافي است به كودك تفهيم شود كه براي خريد هر كدام از اين موارد بايد در هر ماه مبلغ مشخصي از پولش را كنار بگذارد و به آن دست نزند. براي تشويق كودك ميتوان پس از چند ماه باقي ماندهء پول را به عنوان جايزه به او داد.
آموزش سه شيوهء پسانداز
پس از اين كه به كودكان شيوهء پسانداز كردن را آموختيد به آنها بگوييد كه پسانداز كردن را ميتوان در سه بخش مجزا تعريف كرد.
بهتر است براي آموزش اين سه نوع پسانداز به كودكان از سه شيوه استفاده كرد. كيوفسكي اين گونه پيشنهاد ميدهد: «بهتر است كه براي كودكان سه فرم را در اين گونه تعريف كرد، اول پسانداز طولاني مدت كه بهتر است در اين فرم كودكان پول معيني را در هر سال به شما بسپارند تا براي خريد وسايل مورد نياز خودشان در آينده از آن استفاده كنند، در فرم كوتاهمدت ميتوان قلك يا جعبهاي به كودك داد تا پول هفتگي يا ماهانهء خود را در آن نگه دارد و خود مسوول دخل و خرج آن باشد. در مورد سوم كه در نظر گرفتن آن كاملا اختياري است ميتوان از كودك خواست كه پولهاي خرد و بسيار كم را كه به نظرش ارزشي ندارند براي مصارف خيريه و اعانه دادن پسانداز كند، كودك با تمرين پسانداز كردنهاي اين گونه مفاهيم اقتصادي زيادي را متوجه خواهد شد.»
منبع: ريدزردايجست
كارآفرين يا كارمند؟
پيام هاي ديگران () link چهارشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٦ - لطفی 09143062856بسياري از مردمي كه تصميم ميگيرند كسب و كاري شخصي راه بيندازند به همان روشهاي قديمي فكر ميكنند و اين روشها به درد يك كارآفرين نميخورد. اگر شما هم از اين دسته افراديد، بدانيد كه اگر ميخواهيد كارآفرين موفقي باشيد و كسب و كارتان دوام داشته باشد، بايد طرز فكري جديد داشته باشيد و نگاهتان را به كسب و كار و پول درآوردن تغيير دهيد :
- انتظار نداشته باشيد كه يك شبه پولدار شويد و سيلي از اسكناس به جيبتان بيايد. نبايد مثل يك كارمند فكر كنيد كه در عرض يك ماه يا 25 روز پول ميگيرد و نيازهايش را برآورده ميكند. اين انتظار وقتي كه شما براي ديگري كار ميكرديد، معقول بود ولي بدانيد كه در اين حالت جديد، هر بار كه تنبلي كنيد، از پول هم خبري نخواهد بود. اشخاصي كه مثل يك كارآفرين واقعي فكر ميكنند، ميدانند كه شروع يك كسب و كار فعاليتي است كه در درازمدت جواب خواهد داد و حتي گاهي چند سال طول ميكشد تا درآمد دلخواهشان را كسب كرده جايگاهي تثبيت شده پيدا كنند. يك كارآفرين واقعي عقيده دارد كه : «ما هرچه بكاريم برداشت ميكنيم ولي در هر فصل، محصول يكساني برداشت نخواهيم كرد.
- فقط به امنيت شغلي و پولي فكر نكنيد. اگر هنوز هم نگران اين مسائل هستيد بايد جور ديگري فكر كنيد. كارمندان تا حدي امنيت شغلي دارند چرا كه اگر همراه با آن 5 يا 9 كارمند ديگر، به خوبي و با صداقت كار كنند، پايان ماه حقوق خواهند گرفت ولي فقط مشكل اينست كه هر وقت كار نكنيد ديگر پول نخواهيد گرفت. روزي مريض ميشويد و ديگر نميتوانيد كار كنيد يا كارخانه ورشكسته ميشود و تمام كارمندان را اخراج ميكند در اينجاست كه ديگر هيچ درآمدي نخواهيد داشت و اين هم يكي از مشكلات كارمند بودن است. داشتن امنيت شغلي و ملي براي آنان كه براي ديگري كار ميكنند و از خود كسب و كاري ندارند مهم است. ولي يك كارآفرين واقعي تمام توان خود را بر اين موضوع متمركز نميكند. او ميداند كه در چند ماه اول شايد اصلاً درآمدي نداشته باشد پس از امنيت مالي خبري نيست. اگر كارآفرينان در ابتدا بر اين مشكل تمركز كنند، بايد همان ابتدا كارشان را تعطيل كنند. ولي كارآفرينان واقعي اينطور نيستند. اين گروه آينده را در نظر دارند و چند قدم جلوتر را ميبينند. ميدانند كه بالاخره پول درميآورند اما نه در چند ماه اول. اما هنگامي كه كارها روي روال بيفتد و پيشرفت كند، سود خواهند كرد و حتي اگر خودشان هم كار نكنند، باز هم درآمد خواهند داشت. و اين معناي واقعي امنيت شغلي است!
- استقلال مالي تنها با اين كه شما در ماه چقدر با كار كردن خودتان پول درميآوريد، سنجيده نميشود. بلكه معيار ديگري هم هست كه بر اساس ميزان درآمدهاي حاصل از اندكي كار كردن يا اصلاً كار نكردن، سنجيده ميشود. اين نوع درآمد را درآمدهاي انفعالي مينامند كه ثروتمندان جامعه چند دهه است كه با آن آشنايند. كارآفرينان موفق جوري كار ميكنند كه با اندكي فعاليت براي مدتي طولاني پول درميآورند يا يك بار دكمه شروع يك فرآيند درآمدزا را فشار ميدهند و سپس بدون هيچ كاري تا ابد درآمد خواهند داشت. كار يك نويسنده يا خواننده هم به اين شكل است. نويسنده كتابي مينويسد، بدينوسيله مشهور ميشود و جريان پولي را كه سالها ادامه خواهد داشت، شكل ميدهد. عدهاي ديگر اين درآمد اساسي را از روش ديگري كسب ميكنند. آنها خودشان كار نميكنند بلكه عدهاي ديگر را استخدام ميكنند كه اين اشخاص برايشان پول خلق ميكنند.
براي خلق اين درآمدها بايد چند كارمند برايتان كار كنند و اين در مورد هر نوع كسب و كاري صدق ميكند. چه سنتي باشد، چه بزرگ و چه كوچك باشد و اصلاً از طريق اينترنت انجام بگيرد. كارمندان براي تامين نيازهاي مالي و داشتن امنيت شغلي و پولي كار ميكنند و يك كارآفرين از فرآيندهاي كارش استفاده ميكند تا جرياني از درآمدهاي انفعالي براي خودش خلق كند. به عبارتي ميتوان گفت كه او يك ماشين پولسازيست. حتي اگر روزي دست از كار بكشد، باز هم ورشكسته نميشود چون دارايي و سرمايهاش پول خلق ميكند نه كار كردنهاي او.
- افرادي كه از همان ابتدا دنبال امنيت پولي هستند، از سرمايهگذاري در كسب و كار ميترسند چرا كه نميتوانند به سادگي ريسك كنند. يك كارآفرين واقعي ميداند كه اگر بخواهد يك ماشين پولسازي درست كند، بايد ريسك كرده سرمايهگذاري كند، هيچ كسب و كاري بدون سرمايهگذاري رونق نميگيرد و توسعه و پيشرفت در يك شغل در كوتاه مدت ممكن نيست و اين كه بايد پول را وارد جريان كار كني تا پول دربياوري!
يك كارآفرين بايد سرمايهگذاري كند، پول خرج كند، عرق بريزد و پس يك يا دو سال به نتيجه دلخواهش برسد. اما يك كارآفرين واقعي در اين شرايط دست از كار نميكشد و فرسوده و نااميد هم نميشود. او در يك بازه زماني كوتاه و محدود فكر نميكند بلكه آينده و سالهاي آتي را در ذهنش ترسيم كرده ميداند كه به رونق رسيدن يك كار شخصي يك شبه ممكن نيست. او ميداند كه پس از تحمل اين مشكلات و خطرها اين پول خرج كردنها به پول درآوردن منتهي ميشود كه جريان درآمدزايي انفعالي را نيز به همراه ميآورد. جريان درآمدزايي به اين شكل نيست كه يك روز پول توليد كند و همان پول فردا از اين جريان خارج شود. درآمدهاي انفعالي زنجيرهاي را شكل ميدهند كه به شكل تصاعدي افزايش مييابند و خلق يكي باعث به وجود آمدن ديگري ميشود. اين ماشين پولسازي ماهها و سالها كار ميكند و در نبود مهندس آن هم از كار نميافتد. در اينجاست كه ميفهميد آن سرمايهگذاريها و صرف زمانهاي طولاني ارزشمند و هدفدار بوده است.
و حالا وضع اين كارآفرين را با يك كارمند مقايسه كنيد. دومي سالها از ترس اين كه كارش را از دست ندهد و چك ماهيانهاش را دريافت كند، سخت كار ميكند و در روزهاي بازنشستگي هم چيز زيادي عايدش نشده است وقتي هم كه بميرد دارايي از خود برجا نگذاشته است.
يك كارآفرين واقعي از سرمايهگذاري نميترسد، ميداند كه يك شبه پولدار نخواهد شد و مثل يك كارمند معمولي فكر نميكند و چند ماه صبر مي كند تا پولهاي خرج شده درآمد توليد كنند؛ باز هم تلاش ميكند تا پس از چند سال ماشين پولسازي درست كند كه در غياب او هم كارش را ادامه ميدهد. درآمد اين كارآفرين از كار كردن شخص او نيست بلكه سرمايه او تعدادي را به خدمت گرفته كه فعاليت آنها، ماشين پولسازي را به راه مياندازد و پيش ميبرد.
By : Dinar P.Wiria
مترجم : آذين صحابي
مرجع: روزنامه تفاهم
کارآفريني موضوعي است که از اواخر قرن بيستم مورد توجه محافل آموزشي کشورهاي جهان قرار گرفته است. بررسي تاريخ ادبيات کارآفريني مؤيد آن است که اين واژه اولين بار در تئوري هاي اقتصادي و توسط اقتصاد دانان ايجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوري هاي ساير رشته هاي علوم گرديده است.
کانتيلون (1755) که ابداع کننده واژه کارآفريني است، کارآفرين را فردي ريسک پذير مي داند که کالا را با قيمت معلوم خريداري مي کند و با قيمت نامعلوم مي فروشد. جين بپنتيست سي کارآفرين را هماهنگ کننده و ترکيب کننده عوامل توليد مي داند اما ويژگي خاصي را براي او در نظر نمي گيرد. به عبارت ديگر فردي بايد عوامل توليد (زمين، نيروي کار و سرمايه) را جهت توليد، تجارت يا ارائه خدمات ترکيب کند که به اين شخص "کارآفرين" و به کار او "کارآفريني" گفته مي شود.
يکي ديگر از تعاريف کامل و جامع کارآفريني توسط شومپيترارائه شده است. وي در کتاب خود با عنوان "ئئوري توسعه اقتصادي" بين مفهوم واژه نوآوري و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوري را استفاده از خطرپذيري اختراع براي ايجاد يک محصول يا خدمت تجاري مي داند. به نظر وي نوآوري عامل اصلي ثروت و ايجاد تقاضاست. بنا بر اين کارآفرينان مديران يا مالکاني هستند که با راه اندازي يک واحد توليدي- تجاري از اختراع بهره برداري مي کنند.
با توجه به تعاريف ارائه شده در اين خصوص مي توان گفت کارآفرين کسي است که:
- کار و شغل ايجاد کند.
- خوداشتغالي و ديگر اشتغالي ايجاد کند.
- ارزش افزوده ايجاد کند.
- محصولات يا خدمات جديد به وجود آورد.
- خلاقيت و نوآوري کاربردي داشته باشد.
- با خطرپذيري، فعاليت هاي توليدي و اقتصادي انجام دهد.
- نيازها را شناسايي و آنها را برآورده سازد.
- فرصت ها را به دست آورد ها تبديل کند.
- منابع و امکانات را به سوي هدف هدايت کند.
- براي تقاضاهاي بالقوه محصول بيافريند (پيش بيني در عرضه و تقاضا).
- ايده خلاق را به ثروت تبديل کند.
فرهنگ كارآفريني
گشايش
به زبان ساده, "كارآفريني" همان فرآيند تاسيس يك كسبوكار (شركت) برمبناي يك فكر و ايده نو است. يك يا گروهي از افراد كه به آنها "كارآفرين" ميگوييم, فرصتي نوين را كشف كرده ويا خلق ميكنند و برپايه آن شركت يا موسسهاي خصوصي را بنيان نهاده و دل را به دريا زده و وارد عرصه بازار و رقابت ميشوند. كارآفريني نيازمند وجود فرهنگ خاصي است. هر فردي نه توانايي و نه تمايل به كارآفريني دارد. به همين علت و باتوجه به اهميت كليدي كارآفريني در اقتصادهاي نوين (ايجاد شركتهاي كوچك و متوسط), كشورهاي مختلف مصممانه برنامههاي مفصلي را براي بسط چنين فرهنگي در جامعه خود تدارك ديدهاند تا بتوانند همچنان مسير رشد و پوياييشان را ادامه دهند. موفقترين كشور در اين زمينه, آمريكا است. متاسفانه در كشور ما, افراد بيشتر روحيه "كارمندي" دارند تا كارآفريني و ريسكپذيري. اميدواريم مديران كشور بكوشند برمبناي يك برنامهريزي جدي, به ارتقاي فرهنگ كارآفريني در كشور نايل آيند.
تعريف فرهنگ
"فرهنگ" را ميتوان مجموعهاي از باورها, آيينها, انديشهها, آداب و رسوم, و ارزشهاي حاكم بر يك جامعه دانست. به ديگر سخن, فرهنگ مقولهاي است كه در سطح جامعه و گروه, و در تعامل ميان آنها معنا مييابد و شيوه برقراري ارتباط و تعامل را ميان افراد آن جامعه بيان ميكند. برمبناي فرهنگ است كه افراد تجارب, تصورات و عقايد خود را با يكديگر مبادله ميكنند. فرهنگ را ميتوان نظامي فكري دانست كه در گفتار و رفتار جامعه متجلي ميشود. در يك نگرش كلي و جامع, "فرهنگ" شيوه و اسلوب زندگي است. از اين منظر, فرهنگ مقولهاي است در حال تحول, كه از بسياري از شرايط اجتماعي, اقتصادي و سياسي حاكم بر جامعه تاثير ميپذيرد.
اگر از ديدگاه "شيوه زندگي" به فرهنگ بنگريم نميتوانيم آن را از مقوله كار و نحوه كسب درآمد جدا بدانيم. كار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر يكديگر تاثير متقابل داشتهاند. روشهاي رايج كسب درآمد تا حد زيادي بر نحوه رفتار افراد و تعامل آنها با يكديگر موثر است. گسترش كارآفريني نيز به عنوان عامل ايجاد اشتغال و توليد ثروت در جامعه, نتايج فرهنگي ويژهاي را در پي خواهد داشت كه قابل تامل و بررسي است.
فرهنگ كارآفريني
ارتباط ميان كارآفريني و فرهنگ, از دو سو قابل بحث است. از يك سو, نتايج كارآفريني است كه بر جامعه تاثير ميگذارد و از سوي ديگر, خود فرآيند كارآفريني و فرهنگ حاكم بر آن است كه هم متاثر از مباني فرهنگ جامعه است و هم ميتواند در آن تحولات اساسي ايجاد كند.
از يك سو, كارآفريني با ايجاد فرصتهاي شغلي و توليد ثروت و بهبود شرايط اقتصادي, پيشزمينهاي اساسي براي ارتقاي سطح فرهنگي جامعه است. با برآوردهشدن نيازهاي اوليه معيشتي, زمينه براي بروز نيازهاي عاليتر انساني فراهم ميشود كه اگر در مسيري درست هدايت شود, به شكوفايي و تعالي انسانها و جامعه ميانجامد.
علاوه بر اين نوآوري كه از مشخصههاي اساسي كارآفريني است, منجر به توليد محصولات جديدتر و ارايه خدمات جديدتر و متنوعتر شده و به اين ترتيب قدرت انتخاب مردم افزايش يافته و زندگي سادهتر ميشود. با بالارفتن سطح رفاه و آسايش و افزايش اوقات فراغت, فرصتهاي بيشتري براي فعاليتهاي فرهنگي ايجاد ميشود. اين امر در درازمدت موجب تشكيل و گسترش تشكلهاي مردمي ميشود كه با هدايت مناسب آنها ميتوان گامهاي بلندي در جهت ارتقاي فرهنگي جامعه برداشت.
از سوي ديگر, نحوه شكلگيري و ثمربخشي كارآفريني, روشها و شيوههاي خاصي را ميطلبد كه بر پايه باورها و ارزشهاي ويژهاي استوار شده است. مجموعه اين روشها و باورها را ميتوان يك فرهنگ تلقي نمود. در واقع فرآيند كارآفريني در بطن خود فرهنگ خاصي را نهفته دارد. اين فرهنگ را ميتوان همان فرهنگ حاكم بر شركتهاي كارآفريني كوچك دانست: مفهوم مشتركي است كه اعضاي شركت پذيرفتهاند و ارزشها, باورها و روشهاي مشتركي است كه بر فعاليت شركت حاكم است. ويژگيهاي اين فرهنگ را به طور خلاصه ميتوان در چند عنوان كلي بيان كرد:
كارآفريني, فرهنگ درك تغيير و كشف فرصت
كارآفرينان و شركتهاي كارآفرين همگام با تغييرات گام برميدارند و ميكوشند فرصتهاي ايجادشده در جريان اين تغييرات را كشف و از آنها بهرهبرداري كنند. همگامي با تغييرات مستلزم بستري فرهنگي است كه به تغيير بها ميدهد و به استقبال آن ميرود. بستري كه ميتواند در صورت لزوم, رهيافتها و عملكردهاي سنتي و قديمي را كنار گذاشته و رهيافتهاي نويني را برگزيند.
در عميقترين لايههاي فرهنگ كارآفريني يك باور اساسي نهفته است و آن اينكه:
"نميتوان در امواج سهمگين تحولات, جزيرهاي كوچك و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهاي بهظاهر مستحكم, جامعه را از تبعات مثبت و منفي تحولات مصون نگاه داشت".
اين باور اساسي در جوامعي كه به تعميق و گسترش مباني فرهنگي خود اهتمام ويژهاي دارند, باوري ارزشمند و سرنوشتساز است. دنيا به سوي جهانشدن پيش ميرود. با گسترش سيستمهاي اطلاعاتي و ارتباطي, مرزهاي فرهنگي ميان ملتها روزبهروز كمرنگتر ميشود. فرهنگها در دنياي آينده تعاملي نزديك و گسترده دارند. فرهنگ كشورهاي پيشرفته و ارزشهاي حاكم بر آنها, چه درست و چه نادرست, همچون سيل عظيمي موجوديت فرهنگي ساير ملتها را به خطر خواهد افكند. بناي يك سد عظيم، راه رويارويي با اين سيل نيست. بلكه شناخت مسير و پيريزي آبراههاي مناسب بر سر راه آن است كه ميتواند آن را به سمت و سويي مناسب رهنمون شود. اگر ميخواهيم در مسير تحولات فرهنگي جهان آينده نقشي فعال و مثبت ايفا كنيم، بايد اين تحولات را بشناسيم، موجوديت آنها را بپذيريم و فرصتهاي موجود در آنها را تشخيص دهيم و بهموقع از اين فرصتها بهرهبرداري كنيم.
كارآفريني، فرهنگ مشاركت
در مسير كارآفريني, افراد بايد بتوانند در سايه مشاركت و در قالب كار گروهي, فعاليتها را انجام دهند تا شركت پا بگيرد. بعلاوه در شركتهاي كوچك كارآفرين ساختار سازماني سادهتري وجود دارد و سلسله مراتب, بسيار مختصر و مفيد است. درحاليكه در ساختارهاي منسجم و گسترده سازمانهاي سنتي، سلسله مراتب گستردهاي حكمفرماست. در اين سازمانها فرهنگ "تضمين امنيت شغلي" در مقابل "اطاعت" شكل ميگيرد. اما در كارآفرينيها بيشتر ساختار شبكهاي وجود دارد و بهجاي فرآيندهاي عمودي، فرآيندهاي افقي در آنها جاري است. با كمشدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بيشتر بر مبناي مشاركت و درك متقابل شكل ميگيرد و اطاعت سهم كمتري در اين ساختار تشكيلاتي دارد. در شركتهاي كوچك كارآفرين، كاركنان به تدريج ميآموزند كه چگونه در مواضع برابر با يكديگر همكاري و مشاركت كنند و اين همكاري را به سوي يك موقعيت برد-برد سوق دهند. بناي فرهنگ بر مفاهمه و گفتگو استوار است.
كارآفريني، فرهنگ خلاقيت
فرهنگ كارآفريني بر بهادادن به خلاقيت و نوآوري استوار است. كارآفرينان افراد خلاقي هستند كه ايدههاي نو توليد كرده و آن را در قالب يك شركت به سرانجام ميرسانند. بعلاوه در شركتهاي كارآفرين, كاركنان ميتوانند به دنبال ناشناختهها بروند و روشهاي جديد را به محك تجربه بگذارند. در اين شركتها افراد به خلاقيت و ابتكار عمل تشويق ميشوند. بها دادان به خلاقيت نهتنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شركتها ميشود، بلكه زمينه مناسبي را براي رشد و شكوفايي استعدادها و ظرفيتهاي انساني فراهم ميكند. و اين شكوفايي خود بستر مناسبي براي رشد فضايل اخلاقي و معنوي در انسانهاست.
كارآفريني، فرهنگ استقلالطلبي و قبول مسؤوليت
كارآفرينان افرادي هستند كه روحيه استقلالطلبي (روي پاي خود ايستادن) را دارند و حاضرند مسؤوليت كار و اشتغال خود (و حتي ديگران) را برعهده گيرند. اين افراد معتقدند بايد برپايه تواناييها, شايستگيها و فكرهاي خود, امرار معاش كنند و اساساً روحيه "كارمندي" ندارند. در ساختار سازمانهاي گسترده و سنتي "امنيت شغلي" بهايي بود كه در مقابل "اطاعت" به كاركنان پرداخت ميشد. اما در شركتهاي كوچكِ كارآفريني نه "امنيت شغلي" به معناي فراگير آن وجود دارد و نه "اطاعت". در چنين شركتي كاركنان, خودگردان، خطرپذير و مسؤوليتپذيرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضايت مشتري مسؤول و پاسخگو ميدانند. افراد در حيطه كاري خود تصميم ميگيرند و مسؤوليت تصميمات خود را بر دوش مديران خود نميگذارند.
كارآفريني, فرهنگ مخاطرهپذيري
كارآفرينان بايد مخاطرهپذير (ريسكپذير) باشند يعني بتوانند نسبت به موقعيت, شرايط, امكانات و در يك كلام آينده خود ريسك كرده و براي كسب "موفقيتي محتمل" مبارزه نمايند. اين يك بعد قضيه است. بعد ديگر آن, مخاطرهپذيري پشتيبانان و حمايتكنندگان است. همواره كارآفرينان قادر به تامين تماميِ سرمايه و امكانات موردنيازِ كسبوكار جديد خود نيستند. به اين علت, بايد دولت يا ديگر حاميان مستقل, حاضر به پذيرش ريسك موردنياز كارآفرين بوده, "سرمايه مخاطرهپذير" برايش فراهم نموده و او را در مراحل مختلف كارآفريني همراهي كنند. افرادي كه داراي روحيه محافظهكاري ويا كارمندي هستند, اساساً كارآفرينان موفقي نخواهند بود.
علاوه براين ويژگيها، تعميق و گسترش فرهنگ كارآفريني، بستري مناسب براي بسط عدالت در جامعه است. در يك جامعه كارآفرين، همه انسانها فرصتهاي يكساني پيش روي خود دارند. در اين جامعه، سرمايه يا زمين منشأ توليد ثروت نيست و در چنين جامعهاي افراد هوشمند، خلاق و صاحبانديشه و نيز پرتلاش و مصمم، شانس بيشتري براي موفقيت دارند و صاحبان سرمايههاي كلان نميتوانند ثروت را در انحصار خود نگهدارند. تمام اينها در كنار هم يك زمينه مناسب براي بسط عدالت در سطح اجتماع است.
مرجع: به نقل بازار کار
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱ مهر ،۱۳۸٦ - لطفی 09143062856
